|
http://faryadha.blogfa.com راه افتاد
+ نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت
18:51 |
نه هستهای ما
چونانکه بایدند نه بایدهای ما
+ نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت
14:23 |
فکر می کنم یکی از دلایلی که ما با این حجم وسیع نامزدها مواجه هستیم که 98درصدشان برنامه ی خاصی ندارند برمی گردد به استبدادی که قبلا توضیحش را داده ام . + نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت
13:6 |
راستش قصد نوشتن درباره ی انتخابات را نداشتم چون ممکن بود حرفهایی بزنم که برای خیلی ها خوشایند نباشد.اما بالاخره ...
یکی از بزرگترین مشکلات در زمینه انتخابات روند غیر عقلانی بررسی نامزدها و رای دادن است .چه زمانی که به هاشمی خاتمی یا احمدی نژاد رای داده شد و ... فلانی زن کیست یا خواهر کیست و... نباید ملاک ما باشد .اما آن چیزی که دیشب به ذهنم آمد این بود که چرا در قزوین باید آن زنها با آن شیوه تبلیغاتی رای بیاورند؟ آنچه به عنوان یکی از دلایل به ذهنم رسید عقده های جنسی- روانی مردم بود که زنگ خطر بسیار بزرگی است برای دلسوزان این نظام .اما حیف که گوشها لال شده اند! هر چیزی که نایاب یا کمیاب شود یا هر نیازی که سرکوب شود و امکان ارضای آن نباشد برای مردم به طور تصاعدی باارزش میشود ... می خواهم بیشتر توضیح بدهم اما فکر می کنم گرفتید . منتظر شماره ۲ هم باشید.
+ نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت
12:31 |
دیدنش خالی از لطف نیست
+ نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385 و ساعت
9:40 |
نظام استبدادی فقط به این نیست که یک پادشاه در راس حکومت باشد بلکه نظامی که در آن مکانیسمی برای انتقاد (سازنده) وجود نداشته باشد و ساختار روابط عمودی باشد (یعنی مبتنی برصادر شدن فرمان از بالاو بله قربان گویی پایینی ها و اجرای بی چون و چرا )باشدرا هم می توانیم استبدادی بنامیم. کسی که تبریک می گوید هدفش چیست ؟ آنهم با هزینه کردن در روزنامه . به امید روزی که ما با خودمان تعارف نداشته باشیم و مسئولین آمار و اطلاعات دقیق از معضلات در اختیار کارشناسان بگذارند و به جای اینکه دنبال خوب جلوه دادن اوضاع باشند .به اصلاح امور و پیشرفت مملکت عزیزمان باشند. + نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت
16:43 |
چند شب پیش برای چندمین بار دیدم که مراسم قرعه کشی جشنواره ای که در کیش برگزار شده بود از تلویزیون پخش شد .البته هر روز بارها تبلیغات برای رفتن به کیش تحت عنوان جشنواره ی تابستانی و زمستانی و... پخش می شود .که در هر بیننده ای انگیزه و هوس سفر به کیش را ایجاد می کند -بله دیدی شهین خانم اینها رفتن کیش آنوقت مای بیچاره هنوز ...آباد خره هم نرفتیم- ! + نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در شنبه هفتم مرداد 1385 و ساعت
10:54 |
وفادار عزیز مسئله اینجاست که سیاستگزاران فکر می کنند دارند کار درستی انجام می دهند .این هم به خاطر تک بعدی فکر کردن است .معمولا اقتصاد را می بینند ولی سایر مسائل را نه.
+ نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در شنبه سی و یکم تیر 1385 و ساعت
16:41 |
1- در این پست شما می توانید به جای اتومبیل .واژه هایی مثل موبایل خانه فرش لباس قرار دهید و همین تحلیل را داشته باشید . 2- محرک من برای نوشتن این چند خط صحبت دوستی بود مبنی بر اینکه چرا تو ایران ماشین ارزان تولید نمی شود و همه ی ماشینها بالای 10-12 میلیونند.(با کمی تغییر بود ) 3- در ابتدا می گویم که عده ای هم از این قواعد مستثنا هستند. اما پیامد های این کار چیست ؟کارخانجات اتومبیل سازی با این کارهایشان در حقیقت دارند اسباب تمایز ثروتمندان از بقیه مردم و اسباب فخر فروشی را در اختیار ثروتمندان جامعه قرار می دهند. -اما در جامعه ای که نمایش ثروت کار ارزش مندی است .وغالب هنجار های مردم از طرف قشر بالای جامعه یعنی ثروتمندان تعیین می شود و در آن چشم و هم چشمی زیاد است و ... کار بسیار ناپسندی است . اگر قشر بالای بالای جامعه ماکسیما بخرد قشر بالا برای اینکه کم نیاورد زانتیا می خرد تا کمتر سرکوفت خانواده را بشنود و احساس حقارت و کم ارزشی بکند. چند طبقه بیاییم پایین تر :قشر متوسط هم که در مقایسه با بقیه احساس حقارت می کند به مدد این شرایط اقساط 100 ساله یک چیزی در حد پژو و ...می خرد .حالا کسی که برای 100 سال آینده اش قسط تعیین کرده احتمالا باید از خیلی از نیازهایش صرف نظر کند دیگر کمتر کتاب و مجله و ... به این خانه خواهد رفت. بالاخره نوبت به قشر پایینتر می رسد که وسعش از همه کمتر است و باید غصه بخورد ومانند بقیه برای کسب درآمد بیشتر هزار دوز و کلک سوار کند که بتواند ماشین بخرد( بعد از قرض و قسطی خریدن ) آن هم چه ماشینی! باید پراید یا پیکان قراضه که هزینه ی بنزین هفتگی اش از هزینه ی خورد و خوراکشان هم بیشتر است . خودم هم سرم گیج رفت وقتی این زنجیره را تصور کردم . اما ای کاش همینجا تمام می شد قشر ثروتمند که می بیند بقیه دارند به آنها شبیه می شوند یک ماشین مدل بالاتر مثل بی ام و می خرد و بقیه ی مردم هم باید دوباره یک درجه ماشینهایشان را تغییر دهند.(تورم و کاهش درآمد واقعی و کاهش قدرت خرید مردم را هم در نظر داشته باشید.) حالا شما تصور کنید با این سیاست های اقتصادی آیا این حرکت متوقف می شود ؟ با این روند می شود فهمید ;که چرا ساعات کار روزانه از8 ساعت به 18 ساعت افزایش پیدا کرده و انحرافات اجتماعی و فساد واین خیل(با عرض پوزش ) عظیم ناراضیان از زندگی و دولت و نظام از کجا پدید می آیند. ای کاش به جای این چشم و هم چشمی ها کمی هم به کارکرد وسایلی که می خریم فکر کنیم. + نوشته شده توسط حمیدرضا مرادی(حرم) در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت
11:54 |
|
|